تبلیغات
هفت - سیمرغ بلورین و جشنواره فیلم فجر

هفت

فیلم سازی در ایران

** دورة اول : تولد سیمرغ در بطن بحران

     در بهمن 1361 نخستین دورة جشنوارة فیلم فجر در حالی برگزار شد که کشور در اوج التهاب دوران جنگ و پیامدهای درگیری های مسلحانة داخلی قرار داشت. در آن زمان به نظر می رسید که برپایی جشنواره ای در ایام دهة فجر با گنجاندن انواع و اقسام فیلم های سطحی سیاسی داخلی و فیلم های کم مایة خارجی با پس زمینة ضد امپریالیستی تنها بهانه ای برای عرض اندام حکومت نوپای اسلامی در عرصة فرهنگی و هنری بود و کمتر کسی گمان می کرد این جشنواره، که عده ای آن را ما به ازای فستیوال بین المللی فیلم تهران می پنداشتند، بعدها به عنوان مهمترین جشن فرهنگی و هنری سال، مکانی برای عرضه و قضاوت ماحصل یک سال زحمت و تلاش دست اندرکاران سینمای ایران باشد. اولین دورة جشنواره تنها پنج فیلم در بخش مسابقة خود داشت که سه فیلم از این آثار متعلق به کارگردانان موج نو سینمای ایران بودند : مرگ یزدگرد (بهرام بیضایی)، خط قرمز (مسعود کیمیایی) و حاجی واشنگتن (مرحوم علی حاتمی)که دو فیلم اول برای همیشه در محاق توقیف ماندند و فیلم مرحوم حاتمی پس از شانزده سال زمانی اجازة اکران گرفت که کارگردانش رخت از این جهان بر بسته بود. از نکات قابل اشارة نخستین جشنوارة فیلم فجر عدم برگزاری مراسم اهدای جایزه به برگزیدگان فیلم های بخش مسابقه بود. به جز بخش قابل ملاحظة " سینمای ایتالیا از نئورئالیسم از ابتدا تاکنون"  گنجاندن سایر بخش های جنبی همانند " چشم انداز سینمای کوبا"  یا " سیمای سرخپوستان و سیاهپوستان در سینما"  بیشتر از آنکه با هدف در نظر گرفتن جنبه های ناب سینمایی و هنری باشد، کارکردی تبلیغاتی و سیاسی داشتند.

 

 

** دورة دوم : تولد یک نسل      

     در این دوره شاهد اولین فیلم های کارگردانانی بودیم که بعدها به عنوان فیلمسازان مطرح و پرکار پس از انقلاب شناخته شدند. استاد خسرو سینایی (که پیش از آن فیلم " زنده باد " را هم ساخته بود)، محمدعلی سجادی، رسول صدرعاملی، حسن هدایت، محمدرضا اعلامی و محسن مخملباف از جملة این کارگردانان بودند. در این دوره خسرو سینایی برای فیلم هیولای درون لوح زرین بهترین کارگردانی را کسب کرد و فیلم دیار عاشقان (حسن کاربخش) موفق به دریافت جایزة ویژة هیات داوران شد. از نکات جالب توجه این دوره عدم برگزیده شدن بهترین بازیگر زن و نیز حضور محسن مخملباف با سه فیلم (توبة نصوح، استعاذه، دو چشم بی سو) و علیرضا داوود نژاد با دو فیلم ( خانة عنکبوت و جایزه) بود. 

 

** دورة سوم : یکه تازی ملودرام

     در این دوره برای اولین بار طیف وسیعی از ژانرها (گونه ها)ی مختلف در بخش مسابقة جشنوارة فیلم فجر به نمایش در آمدند؛ از فیلم های حادثه ای و جنگی نظیر سناتور و پایگاه جهنمی تا فیلم های ملودرام و سوزناک مثل گل های داوودی و مترسک. فیلم های شاخص این دوره مردی که زیاد می دانست (یدا... صمدی) ، تاتوره (کیومرث پوراحمد) و کمال الملک ( مرحوم علی حاتمی) بودند؛ اما در کمال حیرت منتقدان و نویسندگان سینمایی، این گل های داوودی (رسول صدرعاملی) و مترسک (حسن زاهدی) بودند که لوح های زرین را درو کردند!

 

** دورة چهارم : پیش به سوی جشنواره های جهانی

       در این دوره نیز به مانند سه سال قبل فیلم های خارجی در بخش های جنبی و غیر رقابتی به نمایش در آمدند و داعیة بین المللی بودن جشنواره را زیر سوال بردند. اما در بخش مسابقة سینمای ایران سه فیلم دونده (امیر نادری)، جاده های سرد (مسعود جعفری جوزانی) و مادیان (علی ژکان) پدیده های جشنواره محسوب شدند  و راه خود را برای حضور در جشنواره های برون مرزی هموار کردند و برای اولین بار در پس از انقلاب موفق به کسب جوایز متعدد از جشنواره های معتبر جهانی شدند. از نکات قابل ملاحظه و شک برانگیز این دوره، نادیده گرفته شدن بازی درخشان و ماندگار سوسن تسلیمی در فیلم مادیان از سوی هیات داوران شد که اعتراض خیلی ها را به دنبال داشت. در این دوره مرحوم رسول ملاقلی پور پس از ساخت فیلم نینوا، با بلمی به سوی ساحل برای اولین بار در جشنواره شرکت کرد و فیلم های اتوبوس (یدالله صمدی) و تنورة دیو (کیانوش عیاری) برندگان اصلی لوح زرین جشنواره بودند.

 

** دورة پنجم : بزرگان وارد گود می شوند!

     در این سال نیز از بخش رقابتی سینمای بین الملل خبری نبود و تنها چند فیلم مهم خارجی در بخش های نمایش های ویژه اکران شد و مورد استقبال قرار گرفت که از جملة آنها می توان اشاره کرد به فیلم های 1984 (مایکل رادرفورد) که بر مبنای رمان معروف و تکان دهندة جرج اورول ساخته شده بود و نیز فیلم هایی از آندری وایدا، فیلمساز مشهور لهستانی. اما در بخش سینمای ایران عباس کیارستمی با ساخت فیلم ماندگار خانة دوست کجاست؟ همة نگاهها را به سمت خود جلب کرد و سبب ساز جریانی در سینمای ایران شد که اثرات آن را هنوز هم در سال های اخیر، در قالب فیلم های ساده و بی تکلف موسوم به " فیلم های جشنواره ای" می توان مشاهده کرد (البته هیچ کدام از این فیلم ها نتوانسته اند در حد و اندازه های خانة دوست کجاست؟ و دیگر ساخته های کیارستمی قد علم کنند.). ناصر تقوایی نیز با اقتباسی از داستان معروف "داشتن و نداشتن" (ارنست همینگوی) فیلم خوش پرداخت و حرفه ای " ناخدا خورشید" را ساخت که با استقبال منتقدان و تماشاگران در جشنواره روبرو شد. مسعود جفعری جوزانی هم با " شیر سنگی" نشان داد که فیلمسازی کاربلد است. اما داریوش فرهنگ با دومین ساخته اش، طلسم، امید را در دل ها به عنوان یکی از خوش آتیه ترین فیلمسازان سالهای آتی سینمای ایران زنده کرد (که البته با ساخته های بعدی اش روند تدریجی افت کیفی کارنامة فیلمسازی او را شاهد بودیم). طلسم دو بازی خوب و حساب شده از سوسن تسلیمی و سوگند رحمانی داشت که به همراه بازی کوتاه اما قابل توجه پروانه معصومی در ناخدا خورشید از امیدهای کسب جایزة بهترین بازیگر زن بودند که متاسفانه در کمال بی سلیقگی هیات داوران هیچ یک از بازیگران زن شایستة دریافت جایزه نشدند! مسعود کیمیایی هم با فیلم "تیغ و ابریشم" باعث ایجاد صف های طویل هواداران مشتاق اش در مقابل سینماها شد که البته نتوانست انتظارات درصد قابل توجهی از آنان را برآورده کند. حتی هیات داوران فیلم را به بخش مسابقه راه ندادند. با این وجود فیلم کیمیایی با وجود برخی کاستی ها، بازی خیره کنندة فریماه فرجامی را به همراه  داشت که متاسفانه در هیاهوی مسائل حاشیه ای گم شد و چندان به چشم نیامد. داریوش ارجمند و سعید پور صمیمی برای فیلم ناخدا خورشید لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول و مکمل مرد را دریافت کردند. خانة دوست کجاست؟ جایزه بهترین کارگردانی و لوح ویژة هیات داوران را کسب کرد. شیرسنگی موفق به کسب لوح زرین بهترین فیلمنامه شد و جایزة بهترین فیلم به پرواز در شب (مرحوم رسول ملاقلی پور) رسید. از دیگر نکات قابل اشارة این دوره به کنار گذاشتن فیلم ارزشمند دستفروش (محسن مخملباف) از بخش مسابقه و نمایش آن در بخش مرور یک سال سینمای ایران می توان اشاره کرد.

 

** دورة ششم : آغاز خط کشی های متولیان سینمایی

     این دوره بر خلاف سال گذشته فیلم ها افت کیفی محسوسی داشتند. کیانوش عیاری با ساخت فیلم بسیار خوش ساخت " آن سوی آتش" توجه ها را به سوی خود معطوف کرد. بهرام بیضایی نیز با " شاید وقتی دیگر" رونق خاصی به جشنواره و حال و هوای آن و صف های طویل مشتاقان و علاقمندان بخشید. اما متاسفانه فیلم را به دلیل شباهت هایی با مارنی (آلفرد هیچکاک) چندان تحویل نگرفتند و یکبار دیگر بازی درخشان سوسن تسلیمی مورد بی مهری هیات داوران قرار گرفت! از سویی دیگر سیف الله داد فیلم جنگی "کانی مانگا" را ساخت که به دلیل بالا بودن سطح صحنه های اکشن اش با استقبال نسبی منتقدان و تماشاگران روبرو شد و توانست در چند رشته برندة لوح زرین شود. داریوش مهرجویی نیز با ساخت فیلم ناموفق شیرک نتوانست انتظارات را برآورده کند. رخشان بنی اعتماد نیز با اولین ساخته اش، خارج از محدوده، به عنوان یکی از معدود فیلمسازان زن تاریخ سینمای ایران پا به عرصة رقابت گذاشت اما این پوران درخشنده، دیگر فیلمساز زن حاضر در جشنواره بود که با ملودرام سوزناک "پرندة کوچک خوشبختی" توانست دل داوران جشنواره را به دست آورد. در این دوره از جشنواره بخشی به فیلم های استاد سینمای مدرن اروپا و جهان، آندری تارکوفسکی، اختصاص داده شد که عنوان آن را نیز "امید، ایثار، سینمای آندری تارکوفسکی" انتخاب کردند که با استقبال بی نظیر منتقدان و تماشاگران روبرو شد. البته سوای ارزش بالای کیفی این فیلم های ماندگار ،  گنجاندن چنین بخشی در دل جشنواره بیانگر خط مشی های فرهنگی متولیان و سیاست گذاران سینمایی آن سالها برای سوق دادن سینمای ایران به سمت سینمای عرفانی و معنوی نیز بود که اثرات آن تا چند سال بعد در نحوة تهیه و تولید فیلم در سینمای ایران قابل مشاهد بود. در این دوره از جشنواره هیچ فیلمی را به عنوان بهترین فیلم به مفهوم مطلق انتخاب نکردند. ضمن اینکه برای اولین بار به مواد تبلیغاتی فیلم ها نیز جوایزی اهدا شد.

 

**دورة هفتم : کنار گذاشتن بزرگان !    

     در این دوره دیگر جنگ تحمیلی به اتمام رسیده بود و کشور می رفت تا به سمت ثبات  در تمام زمینه ها از جمله در بخش فرهنگ و سینما پیش برود. با این حال در این دوره از جشنواره فیلم های مشق شب (عباس کیارستمی)، باشو غریبة کوچک (بهرام بیضایی)، مدرسه ای که ما می رفتیم (حیاط پشتی مدرسة عدل آفاق) ساختة داریوش مهرجویی، آب، باد، خاک (امیر نادری) و جعفر خان از فرنگ برگشته (مرحوم علی حاتمی و محمد متوسلانی) از بخش مسابقه کنار گذاشته شدند و به جایش فیلم هایی مورد حمایت قرار گرفتند که از مضامین عرفانی و مورد علاقة مسئولین سینمایی بهره مند بودند. اوج این نگاه یک طرفه را می توان در کاندیدا شدن فیلم نار و نی (سعید ابراهیمی فر) ردیابی کرد که در بیشتر رشته ها کاندیدای دریافت جایزه بود و سرانجام هم جایزة ویژة هیات داوران را از آن خود کرد. از نکات به یاد ماندنی این دوره می توان به جایگزین کردن سیمرغ بلورین به جای لوح زرین اشاره کرد که به عنوان نماد جشنواره تا کنون مورد استفاده قرار گرفته است. از میان کارگردانان صاحب نام پیش از انقلاب تنها مسعود کیمیایی با یکی از بهترین فیلم های پس از انقلاب خود، سرب، در بخش مسابقه پذیرفته شد و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری (محمود کلاری) و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن (فریماه فرجامی) را از آن خود کند. محسن مخملباف هم با دو فیلم عروسی خوبان و بای سیکل ران در بخش مسابقه سر و صدای بسیاری به پا کرد و فیلم هایش دیدگاههای ضد و نقیض زیادی را در میان منتقدان و نویسندگان سینمایی برانگیخت. ابراهیم حاتمی کیا نیز برای اولین بار با فیلم دیده بان در بخش مسابقة فیلم های سینمای ایران شرکت کرد و با استقبال هیات داوران روبرو شد. در این دوره سیمرغ بلورین بهترین فیلم به " در مسیر تند باد "  ( مسعود جعفری جوزانی) اعطا شد. در بخش های جنبی خارجی مرور فیلم های روبر برسون، آندری وایدا، یاسو جیرو اوزو و سرگئی پاراچانف گنجانده شد که از بین آنها فیلم های تغزلی و شاعرانة پاراچانف را می توان در ادامة روند عرفان گرایی متولیان سینمایی قلمداد کرد.

 

 ** دورة هشتم: رقابت بهترین ها

          این دوره از جشنواره که از لحاظ نمایش فیلم های خارجی ماندگار در بخش های جنبی حرف چندانی برای گفتن نداشت، با فیلم های ایرانی خوبی روبرو شد که در کارنامة فیلمسازی کارگردانان شان به عنوان نقاطی عطف به شمار می آید. هامون (داریوش مهرجویی)، دندان مار(مسعود کیمیایی)، مادر (مرحوم علی حاتمی)، ای ایران (ناصر تقوایی)، کلوزآپ (عباس کیارستمی) ، مهاجر (ابراهیم حاتمی کیا) از جملة این آثار بودند که در کنار جستجوگر (محمد متوسلانی) و عبور از غبار (پوران درخشنده) و نیز اولین حضور تهمینة میلانی با فیلم بچه های طلاق و احمدرضا درویش با فیلم آخرین پرواز یکی از بهترین دوره های جشنواره را در طول این سالها رقم زدند. توجه داوران به فیلم ماندگار هامون نشان از تعدیل دیدگاه یکسویة مدیران فرهنگی کشور بود و افقی روشن را برای سینمای ایران ترسیم کرد. خسرو شکیبایی با بازی در نقش حمید هامون به عنوان یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران قد علم کرد و داریوش مهرجویی برای کارگردانی و فیلمنامة هامون موفق به کسب سیمرغ بلورین شد. عنوان بهترین فیلم  از آن مهاجر شد و کلوزآپ و هامون به طور مشترک جایزة ویژه هیات داوران را کسب کردند. از نکات برجستة این دوره جدا کردن فیلم های اول و دوم کارگردانان در یک بخش رقابتی جدا بود که تا به امروز به طور جسته و گریخته این روند ادامه داشته است.

 

** دورة نهم : روند رو به رشد و ایجاد افق های تازه

       برای اولین بار در این دوره بخش رقابتی بین الملل با عنوان مسابقة بین المللی فیلم های اول و دوم راه اندازی شد که از میان داوران آن تنها داریوش مهرجویی به عنوان یک ایرانی حضور داشت. این تمهید مسوولین سبب شد که جشنوارة فیلم فجر در بین جهانیان آرام آرام شناخته شود و عنوان بین المللی بودن آن شکلی رسمی به خود بگیرد. واروژ کریم مسیحی با فیلم معمایی- تاریخی پردة آخر اعتبار خاصی به بخش مسابقة سینمای ایران بخشید و در سیزده رشته کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین شد که در هشت مورد از آن موفق عمل کرد. اما بی شک جنجالی ترین فیلمساز این دورة جشنواره محسن مخملباف بود که با دو فیلم نوبت عاشقی و شبهای زاینده رود سر و صدای زیادی به راه انداخت، به طوری که کار به اظهارنظر جناح های سیاسی کشیده شد و مخملباف به پشت کردن به آرمان هایش متهم شد. رسول ملاقلی پور هم با ساخت فیلم مجنون فیلمسازی در عرصة دفاع مقدس را رها کرد و به دل جامعه آمد و نظرات انتقادی و اجتماعی خود را بیان کرد. ضمن اینکه برای اولین بار فیلم عروس (بهروز افخمی) بحث عشق میان یک دختر و پسر را به نمایش گذاشت و دو ستاره (نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب) را به سینمای ایران معرفی کرد. استقبال داوران از فیلم افخمی نشان می داد که در آستانة دهة هفتاد دیگر می توان آهسته آهسته تابوها را شکست و فیلم هایی ساخت که هم کیفیت قابل ملاحظه ای دارند و هم اینکه در جذب مخاطب موفق هستند. ضمن اینکه فیلم مرحوم شهریار پارسی پور، نقش عشق، که در ادامة موج فیلم های عرفانی ساخته شده بود مورد توجه هیات داوران قرار گرفت. یدالله صمدی با فیلم آپارتمان شمارة 13 یکی از بهترین فیلم های کمدی پس از انقلاب را در این دوره از جشنواره عرضه می کند و سیمرغ بلورین بهترین فیلم را کسب کرد. دو فیلم با یک بلیت (داریوش فرهنگ) هم دیپلم افتخار بهترین فیلم را از آن خود کرد. یکی از پدیده های این جشنواره سایه خیال (حسین دلیر) بود که توانست نظرات مثبت نویسندگان سینمایی را جلب کند و در بخش مسابقة بهترین فیلم های اول و دوم برندة سیمرغ بلورین شد. هنوز خیلی ها منتظر دیدن فیلمی دیگر از حسین دلیر هستند. راستی کسی خبری از او ندارد؟

 

** دورة دهم : تثبیت و ادامة رشد پس از یک دهه

     در کنار بخش بین الملل که بار دیگر غیر رقابتی بود و از مهمترین بخش های آن می توان به بزرگداشت اینگمار برگمان و آکیرا کوروساوا اشاره کرد، رقابت در بخش سینمای ایران بسیار داغ بود. استاد بهرام بیضایی با فیلم مسافران توانست نظر مثبت منتقدان، تماشاگران و هیات داوران را به خود جلب کند. رخشان بنی اعتماد پس از سه ساخت سه فیلم با نرگس در جشنوارة دهم حضور پیدا کرد و با رویکردی نو به مضمونی مشابه با سینمای خیابانی و اعتراض آمیز پیش از انقلاب همگان را به این باور رساند که می تواند یکی از بهترین های سینمای ایران باشد. کسب سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی تاکیدی بر این گواه بود. محسن مخملباف در ادامة رویکردی مغایر با سالهای ابتدای فیلمسازی اش، تاریخ سینمای ایران را با " ناصر الدین شا آکتور سینما" مرور کرد که به شدت مورد پسند تماشاگران قرار گرفت. مرحوم علی حاتمی نیز با فیلم دلشدگان نشان داد که به راستی شاعر سینمای ایران است. مهدی صباغ زاده بهترین فیلم کارنامة فیلمسازی اش را تا به امروز در جشنوارة دهم فجر ارائه کرد: خانة خلوت. این فیلم گیرا و دوست داشتنی حاوی یکی از بهترین بازی های کارنامة استاد عزت الله انتظامی است که برایش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را به همراه داشت. یکی از پدیده های جشنوارة این سال مجید مجیدی بود که پس از ده سال بازیگری در آثار نه چندان مطرح دهة شصت، با ساخت فیلم بدوک راه خود را به عنوان یک کارگردان مطرح در سینما باز کرد. علیرضا داوود نژاد نیز با فیلم نیاز یکی از بهترین آثار کارنامة فیلمسازی خود را رقم زد و سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از آن خود کرد. از دیگر فیلم های خوب این دوره می توان به هور در آتش (عزیز الله حمیدنژاد) اشاره کرد. از نکات قابل توجه و جالب این سال از جشنوارة فیلم فجر نمایش دو فیلم اسکاری آن سالها، با گرگها می رقصد (کوین کاستنر) و رانندگی برای خانم دیزی (بروس برسفورد)، بود که فیلم کاستنر اجازة نمایش عمومی را هم یافت و رکورد فروش را در تهران شکست.

 

** دورة یازدهم:  آغاز سایه گستری فیلم های حادثه ای

     این دوره از جشنواره نیز در بخش فیلم های خارجی بسیار ضعیف عمل کرد و به جز نمایش چند فیلم از کارگردانان مطرح سینمای جهان در قسمت جشنوارة جشنواره ها حرفی برای گفتن نداشت. در بخش سینمای ایران یکه تاز فیلم های اکشن که درصد قابل ملاحظه ای از فیلم ها را تشکیل می دادند، فیلم افعی (محمدرضا اعلامی) بود که کپی نعل به نعلی از سری فیلم های رمبو بود و سر و صدا و انتقادات فراوانی را برانگیخت. اما در میان فیلم های قابل ملاحظة آن سال، می توان به سارا (داریوش مهرجویی)، ردپای گرگ (مسعود کیمیایی)، یکبار برای همیشه (سیروس الوند) ، بانو (داریوش مهرجویی)، هنرپیشه (محسن مخملباف) و از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمی کیا) اشاره کرد که در آرای منتقدان و نویسندگان سینمایی بهترین رده ها را از آن خود کردند. کیومرث پوراحمد که با مجموعة خاطره انگیز قصه های مجید دل خیلی ها را به دست آورده بود، سه اپیزود جدید از آن داستان ها را در قالب فیلم صبح روز بعد و اپیزودی طولانی از آن را با عنوان فیلم شرم به جشنواره ارائه کرد و توانست جایزة ویژة هیات داوران را کسب کند. سیمرغ بلورین بهترین فیلم این دوره به از کرخه تا راین رسید وبه  سیروس الوند و داریوش مهرجویی به ترتیب سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و فیلمنامه اهدا شد. از نکات قابل توجه این دوره نادیده گرفته شدن بازی فوق العادة فرامرز قریبیان در ردپای گرگ از سوی هیات داوران بود که به جای آن برای فیلم بندر مه آلود این جایزه را کسب کرد. اما آشنایان به مناسبات سینمای ایران می دانستند که بنا به دلایل فرامتنی این جایزه برای بازی او در فیلم کیمیایی بوده است. ضمن اینکه فیلم بانو برای هفت سال توقیف شد و در زمان دولت اصلاحات اجازة اکران پیدا کرد.

 

** دورة دوازدهم : خنثی و بی حاشیه

     این دوره از سالهای سوت و کور پرواز سیمرغ بر فراز آسمان سینمای ایران بود. بزرگان حضور نداشتند و فیلم های حادثه ای کم مایه و ضعیف عرصه را برای یکه تازی خود مناسب دیده بودند. در این بین محمد بزرگ نیا برای جنگ نفت کش ها جایزة بهترین کارگردانی را گرفت و حماسة مجنون (جمال شورجه) مورد تقدیر هیات داوران قرار گرفت. اما در بخش جشنوارة جشنواره ها فیلم های قابل ملاحظه ای همچون عجیب تر از بهشت (جیم جارموش) ، مادادایو (آکیرا کوروساوا) و آخرین امپراتور (برناردو برتولوچی) به نمایش در آمدند.

 

** دورة سیزدهم : کمی بهتر از پارسال!

     دورة سیزدهم  همراه با نمایش آثار قابل ملاحظه ای همانند پری (داریوش مهرجویی)، روز واقعه (شهرام اسدی)، سلام سینما (محسن مخملباف)، کیمیا (احمدرضا درویش) و روسری آبی (رخشان بنی اعتماد) توانست برای خود کمی آبرو دست و پا کند. در این بین احمدرضا درویش با پرداخت خوب صحنه های جنگی فیلمش خود را به عنوان کارگردانی مسلط مطرح کرد. سیمرغ بلورین بهترین فیلم به روز واقعه رسید و داریوش مهرجویی برای فیلم پری جایزة بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. بزرگداشت کنجی میزوگوچی، فیلمساز بزرگ ژاپنی و سرگئی ایزنشتین، فیلمساز صاحب سبک سینمای شوروی در دهة بیست میلادی از بخش های جالب توجه بخش بین المللی جشنواره بود. حضور ایرج قادری کارگردان و بازیگر کهنه کار سینمای پیش از انقلاب با فیلم می خواهم زنده بمانم، پس از بیش از ده سال ممنوع الفعالیت بودن، از نکات جالب توجه و بحث انگیز جشنوارة سیزدهم بود. می خواهم زنده بمانم به خاطر داستان بالقوه جذابش و پرداخت خوب صحنه هایش، سوای استقبال تماشاگران توانست تایید نسبی منتقدان و نویسندگان سینمایی را به همراه داشته باشد و راه را برای ادامة فعالیت قادری هموار سازد که البته خود او نیز در سال های بعد نتوانست این موفقیت را تکرار کند.

 

** دورة چهاردهم : نه چندان متفاوت!  

     بزرگداشت فریتس لانگ، فیلمساز نامدار آلمانی و نمایش دو فیلم مطرح دهة نود- هفت (دیوید فینچر) و رستگاری در شاوشنگ (فرانک دارابانت)- توجه بسیاری از علاقه مندان و پیگیران سینمای جهان را در چهاردهمین جشنوارة  فجر به خود جلب کرد. اما در بخش مسابقة سینمای ایران به جز لیلی با من است (کمال تبریزی) که با دیدی کمیک به موضوع دفاع مقدس و بدون گذشتن از خطوط قرمز توانست نگاهها را معطوف خود سازد، سایر فیلم ها چندان حرفی برای گفتن نداشتند. ضیافت (مسعود کیمیایی) که شروع دورة جوانگرایی سازنده اش بود، بر خلاف شروع کوبنده اش پایانی ضعیف و نچسب داشت. کیومرث پوراحمد با خواهران غریب فیلمی موزیکال و خانوادگی ساخته بود اما با آثار خوبش فاصله ها داشت. مجید مجیدی با پدر حضور خود را در سینمای ایران به عنوان کارگردانی صاحب نام تثبیت کرد، ولی فیلمش کاستی هایی داشت. بوی پیراهن یوسف و برج مینو هم نتوانستند موفقیت از کرخه تا راین و به خصوص خاکستر سبز را برای ابراهیم حاتمی کیا به ارمغان بیاورند. اما سیف الله داد با فیلم بازمانده و مرحوم رسول ملاقلی پور با دو فیلم نجات یافتگان و سفر به چزابه کیفیت جشنواره را اندکی رونق بخشیدند. محسن مخملباف دو فیلم گبه و نون و گلدون را به جشنواره عرضه کرد. گبه که با گوشه چشمی به سینمای شاعرانه و مدرن اروپا و به خصوص پاراچانف ساخته شده بود، درصد بالایی از آرای منتقدان و نویسندگان مطبوعات را به دست آورد. هیات داوران سیمرغ بلورین بهترین فیلم را به فیلم پدر اعطا کرد و کیومرث پوراحمد را به عنوان بهترین کارگردان برگزید. ضمن اینکه جایزة ویژة هیات داوران به فیلم بازمانده رسید.

 

 ** دورة پانزدهم : غلبة فیلم های جشنواره ای بر آثار حادثه ای

     نمایش بیشتر آثار آکیرا کوروساوا در قالب بزرگداشت توشیرو میفونه و نیز نمایش ساخته های تیم رابینز، آلن رنه، نیکیتا میخالکوف، جیم جارموش و برادران کوئن و برخی دیگر از فیلم های روز و بدون مشکل جهان از مهمترین بخش های بین الملل پانزدهمین دورة جشنوارة فیلم فجر بودند. اما در این میان این بخش کماکان از داشتن شکلی رقابتی و رسمی محروم بود. در سینمای ایران احمدرضا درویش با فیلم سرزمین خورشید سعی داشت تا موفقیت کیمیا را تکرار کند که چندان موفق نشد. داریوش مهرجویی با فیلم لیلا یکی از بهترین ملودرام های تاریخ سینمای ایران را از روی داستانی معمولی ساخت و به نمایش درآورد و با استقبال بی نظیر تماشاگران و صاحبان قلم روبرو شد. اما بخش عمدة جشنواره را آثار  موسوم به " فیلم های جشنواره ای" تصرف کردند که پرچمدار آنها فیلم خوب بچه های آسمان (مجید مجیدی) بود که حتی به فهرست پنج نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی نیز راه پیدا کرد. بچه های آسمان عنوان بهترین فیلم جشنواره را به دست آورد و مجیدی نیز سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. نکتة دیگر اینکه سینمای حادثه ای و کم مایه نیز در کنار این نوع فیلم ها در جشنواه همچنان عرض اندام می کرد که البته چندان مورد اعتنا قرار نگرفت و می رفت تا به سال های افول خود نزدیک شود.    

 

** دورة شانزدهم : نوزایی در جشنواره و مضامین فیلم ها

     پس از انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رییس جمهور و ایجاد تغییر و تحول در کادر فرهنگی و سینمایی کشور، نحوة انجام و ادارة جشنوارة فیلم فجر و همچنین مضمون فیلم ها به سمتی کشیده می شد که تا پیش از آن کمتر دیده شده بود. نخست آنکه بخش مسابقة بین الملل به جشنواره اضافه شد و این فستیوال از رنگ و بوی بومی خود خارج شد. دیگر آنکه پیش شرط نمایش اجباری فیلم ها در جشنواره برای کسب اجازه جهت اکران سال بعد برچیده شد و صاحبان فیلم ها برای نمایش آثارشان در جشنواره مختار شدند. ضمن اینکه بخشی به عنوان فیلم برگزیدة جشنواره از دیدگاه تماشاگران اضافه شد. این در حالی بود که فیلم ها نیز به سمت مضامین اجتماعی ملتهب و یا عاشقانه گام برداشتند که از با کیفیت ترین آنها می توان به آژانس شیشه ای (ابراهیم حاتمی کیا) ، بانوی اردیبهشت (رخشان بنی اعتماد) و درخت گلابی (داریوش مهرجویی) اشاره کرد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردان نصیب ابراهیم حاتمی کیا شد و آژانس شیشه ای نیز سیمرغ بلورین بهترین فیلم را کسب کرد. در بخش سینمای بین الملل سه فیلم درخت گلابی، تولد یک پروانه (مجتبی راعی) و بانوی اردیبهشت موفق به کسب جوایزی شدند اما سیمرغ بلورین بهترین فیلم به برادران بلژیکی داردن برای فیلم قول رسید. شایان ذکر است که در این دوره از جشنواره از یک عمر فعالیت هتری استاد عزت الله انتظامی تقدیر شد و در بخش بین الملل بزرگداشت هایی برای آنتویی کویین، کریستف کیشلوفسکی، فرد زینه مان و انیو موریکونه ترتیب داده شد. از مهمانان مهم این دورة جشنواره می توان به کریستف زانوسی از بنیانگذاران سینمای موج نو لهستان و شیام بنگال فیلمساز متفاوت هندی نام برد.

 

** دورة هفدهم : زمینه ای برای ظهور سینمای تابو شکن

     این دوره از جشنواره سرشار از بزرگداشت بود؛ از خسرو شکیبایی، هارون یشایایی (تهیه کننده) ، مرتضی شایسته تا مارسل کارنه و روبر برسون و برتران تاورنیه. در بخش سینمای ایران دو فیلم قرمز (فریدون جیرانی) و دو زن (تهمینه میلانی) آشکارا مشکلات اجتماعی و خانوادگی زنان را با کنار زدن تابوهایی که از ابتدا هم می توانستند خط قرمز نباشند، به تصویر کشیدند و استقبال از آنها چه در زمان چشنواره و چه در هنگام اکران، از این دو اثر فیلم هایی به عنوان پرچمدار جریان دوم خرداد ساخت. محمدرضا فروتن و هدیه تهرانی زوج فیلم قرمز سیمرغ ها را ربودند و از بازی نیکی کریمی در دو زن تقدیر شد. در کنار این دو فیلم یاد شده، مصائب شیرین (علیرضا داوود نژاد) با مطرح ساختن قضیة ازدواج موقت و روابط میان نوجوانان و جوانان به این جریان رنگ و لعاب بیشتری بخشید. فیلم شاعرانة رنگ خدا (مجید مجیدی) و فیلم هنری و نه چندان تماشاگرپسند روبان قرمز (ابراهیم حاتمی کیا) از دیگر آثار مطرح این دوره از جشنواره بودند که توانستند عمده جوایز بخش بین الملل جشنواره را به خود اختصاص دهند. اما در بخش سینمای ایران این فیلم هیوا (مرحوم رسول ملاقلی پور) بود که توانست جوایز اصلی را درو کند و سیمرغ بلورین بهترین فیلم و کارگردانی را به نام خود بزند.از فیلم های خارجی مطرح در بخش مسابقة بین الملل می توان به نام من جو است (کن لوچ) و ژنرال (جان بورمن) اشاره کرد.

 

** دورة هجدهم: سایة سنگین سیاست و سیاست زدگی

     سال 1378 اوج بحران های سیاسی و درگیری های جناحی بود که عواقب آن دامان جشنواره و فیلم هایش را نیز گرفت. بیشتر فیلم های این دوره یا به شکلی مستقیم به این مسائل واکنش نشان دادند؛ مثل اعتراض (مسعود کیمیایی) و متولد ماه مهر ( احمدرضا درویش) و یا در خلال داستان خود مرتب کنایه ها و شعارهای سطحی سیاسی و اجتماعی را مطرح می کردند که از آن جمله می توان به بوی کافور عطر یاس (بهمن فرمان آرا) ، بلوغ ( مسعود جعفری جوزانی) و مرد بارانی (ابوالحسن داوودی) اشاره کرد که البته در این میان بوی کافور عطر یاس بازگشت شکوهمندی برای فرمان آرا پس از بیست سال دوری از وطن به حساب می آمد و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از آن خود کند. اما گل سرسبد جشنواره بی شک فیلم تراژیک و تلخ عروس آتش (خسرو سینایی) بود که نگاهی جدی به مقولة تعصبات قومی و قبیله ای داشت و بازیگری بزرگ و آتیه دار به نام حمید فرخ نژاد را به سینمای ایران معرفی کرد. در بخش مسابقة بین الملل نیز فیلم امپراتور و آدم کش (چن کایگه) جایزة بهترین فیلم را تصاحب کرد. در این دوره مرور آثار کنستانتین کوستاگاوراس و فرانچسکو رزی، دو فیلمساز سیاسی مطرح جهان، نیز برگزار شد که خود رزی نی برای این منظور به ایران آمد.

 

** دورة نوزدهم : ادامة موج جسارت های به ظاهر تماشاگرپسند

     در کنار بزرگداشت رابرت دنیرو ، کن لوچ و روبرتو روسلینی و نیز داریوش ارجمند، حسن حسن دوست و رخشان بنی اعتماد، سینمای ایران در ادامة روند سیاست زدگی خود به عرضة آثاری همانند پارتی (سامان مقدم) و نیمة پنهان (تهمینة میلانی) دست زد که سیاست را در شکلی سطحی به داستان خود تزریق کرده بودند. همچنین موج فیلم های جوان پسند نیز درصدی از فیلم های جشنواره را اشغال کرده بود که از جملة آنها می توان به دو فیلم ضعیف آبی (حمید لبخنده) و دختری به نام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور) اشاره کرد. موج عشق و عاشقی دامان مجید مجیدی را هم گرفت و او در باران قصه ای عاشقانه را روایت کرد که کمی مطول و خسته کننده به نظر می رسید. اما سک گشی (بهرام بیضایی) پرسر و صداترین فیلم جشنواره بود که ارجاعات آشکار استاد به مضامین سیاسی و اجتماعی در دل تریلری جذاب به شدت به مذاق تماشاگران خوش آمد و فیلم جایزة ویژة مخاطبان را از آن خود کرد. ولی در میان منتقدان بودند گروهی که فیلم را در کارنامة بیضایی اثری متوسط و حتی ضعیف قلمداد کردند. اما زیر نور ماه (سید رضا میرکریمی) از آن فیلم های بی تکلفی بود که با محور قرار دادن داستان یک طلبه توانست نگاهها را به سوی خود جلب و جایزة ویژة هیات داوران را از آن خود کسب کند. باران جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را در بخش مسابقة سینمایی ایران به دست آورد و این در حالی بود که همایون اسعدیان نیز برای فیلم مهجور اما قابل قبول خود- آخر بازی- دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را دریافت کرد. بهرام بیضایی تنها در رشتة فیلمنامه گوی رقابت را از مجیدی ربود. با این حال مژده شمسایی در بخش مسابقة بین الملل توانست جایزة بهترین بازیگر را برای فیلم سگ کشی به ارمغان بیاورد. در بخش مسابقة بین الملل مجیدی برای فیلم باران جایزة بهترین کارگردانی را دریافت کرد اما سیمرغ بلورین بهترین فیلم نصیب اثر ژانگ ییمو- به سوی خانه- شد. نکتة حاشیه ای و پر سر و صدای این دوره از جشنواره جلسة مطبوعاتی فیلم موج مرده (ابراهیم حاتمی کیا) بود که به دلیل اختلاف با تهیه کننده، نگاتیوهای بریده شده از فیلمش را به نشانة اعتراض به سانسور فیلم از سوی تهیه کننده در مقابل دیدگان منتقدان و نویسندگان مطبوعات به معرض نمایش گذاشت و از برخی کج فهمی ها و یکسونگری ها گلایه کرد.         

 

** دورة بیستم : رونق در حضور بزرگان

     حال دیگر سیمرغ ما جوانی برومند شده بود که دو دوهه از زندگی خود را پشت سر می گذاشت. این دوره همزمان بود با ادامة روند آزادی های نسبی در سینما به پشتوانة دولت اصلاحات. از بزرگان ناصر تقوایی پس از سال ها دوباره با فیلم متفاوت کاغذ بی خط پا به عرصة رقابت گذاشت که با وجود استقبال نه چندان گرم تماشاگران، از سوی منتقدان و نویسندگان مطبوعات جزء فیلم های خوب جشنواره انتخاب شد. ابراهیم حاتمی کیا هم با ارتفاع پست فیلم خوش ساخت ارتفاع پست را ساخت که از سوی تماشاگران به عنوان بهترین فیلم جشنواره انتخاب شد. مرحوم رسول ملاقلی پور نیز با قارچ سمی فضای توام با عصبیت همیشگی خود را در قالبی داستانی اجتماعی از آدم های جنگ می سازد و یکی از متفاوت ترین فیلم های جشنواره را ارائه می کند. داریوش مهرجویی نیز سبک مورد علاقة خود را به طور موقت کنار می گذارد و فیلم بمانی را با حال و هوای فیلم های جشنواره ای می سازد که پاسخ چندان خوبی از منتقدان و مردم نمی گیرد. بهمن فرمان آرا هم با فضای گزندة اجتماعی و انتقادی فیلمش- خانه ای روی آب- جنجال بسیاری را در جشنواره به پا می کند. با این وجود فیلمش سیمرغ بلورین بهترین فیلم را کسب می کند. اما رسول صدر عاملی با فیلم من ترانه پانزده سال دارم یکی از پدیده های جشنواره محسوب می شد که توانست یک بازیگر پرانرژی و آینده دار را به سینمای ایران معرفی کند؛ ترانه علیدوستی. در بخش بین الملل سیمرغ بلورین بهترین فیلم به در ستایش عشق جدیدترین فیلم یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینما و از بانیان نهضت موج نو سینمای فرانسه، ژان لوک گدار اعطا شد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردان به تاکاشی کیتانو، کارگردان مشهور ژاپنی برای فیلم برادر اهدا شد. جک نیکلسن نیز سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را برای فیلم قول (شون پن) از آن خود کرد.

 

** دورة بیست و یکم : درخشش تازه نفس ها

     این دوره همزمان با غیبت بزرگان بود. اما یک خوبی با خود داشت و آن معرفی چند فیلم خوب از چند کارگردان تازه کار بود. نفس عمیق (پرویز شهبازی) با تصویری واقعی و گزنده از روابط جوانان در دل سیاهی های تهران قطعا پدیدة جشنواره بود که تا به امروز نیز جزء فیلم های مورد علاقة بسیاری از جوانان سینمارو به حساب می آید. مهدی نوربخش نیز با فیلم متفاوت رای باز توجه همگان را به خود جلب کرد. اصغر فرهادی نیز پس از ساخت مجموعة موفق داستان یک شهر، فیلم تلخ و تامل برانگیز رقص در غبار را عرضه کرد و مورد استقبال قرار گرفت. فرزاد موتمن پس از به نمایش در نیامدن فیلم متفاوتش، هفت پرده، فیلم شب های روشن را براساس داستان شب های سپید فئودور داستایوفسکی ساخت که برخلاف پیش بینی ها فیلمی به شدت گرم و گیرا و تاثیرگذار از کار در آمد. کمال تبریزی هم دو فیلم را به دفتر جشنواره ارائه کرد : فرش باد و اینجا چراغی روشن است که در این بین فرش باد سیمرغ بلورین بهترین فیلم تماشاگران را نصیب خود کرد. اما هیات داوران در کمال حیرت سیمرغ بلورین بهترین فیلم را به فیلم پرستاره اما مغشوش دیوانه ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی) که از محصولات تلویزیون بود اهدا کرد و تاییدی بر شائبة آشتی میان متولیان سینمایی با مسئولین تلویزیون نمود. بهترین کارگردان را نیز رضا میر کریمی برای فیلم اینجا چراغی روشن است معرفی نمودند که فیلمش پسرفتی قابل ملاحظه نسبت به کودک و سرباز و زیر نور ماه محسوب می شد. در بخش مسابقة بین الملل بار دیگر برادران بلژیکی داردن سیمرغ بلورین بهترین فیلم را این بار برای فیلم " پسر" به خانه بردند. اصغر فرهادی نیز برای رقص در غبار سیمرغ بلورین هیات داوران را در بخش بین الملل گرفت. ضمن اینکه مستند بحث انگیز مایکل مور- بولینگ برای کلمباین- و فیلم فلسطینی مشیت الهی (الیا سلیمان) مورد تقدیر قرار گرفتند.

 

** دورة بیست و دوم: 

بالا رفتن استانداردهای سینمای جنگ در کنار حضور پیشکسوتان

     این دورة جشنواره به خاطر فیلم جنجالی مارمولک (کمال تبریزی) و حضور بزرگان از سال هایی بود که استقبال تماشاگران، صف های طویل جشنواره را در دهة شصت به یاد می آورد. مسعود کیمیایی پس از چهار سال غیبت با فیلم سربازهای جمعه خیلی ها را ناامید کرد. اما داریوش مهرجویی به سبک اجاره نشین ها فیلم سرخوشانة مهمان مامان را ساخت که توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم را برباید. کمال تبریزی با فیلم مارمولک چنان غوغایی در جشنواره به وجود آورد که تماشاگران مشتاق شوخی های تابوشکن فیلم روزها در صف برای دیدن فیلم ایستادند. بهروز افخمی، گاوخونی، داستان جعفر مدرس صادقی را به شیوه ای غیرمتعارف به تصویر کشید که با اظهارنظرهای ضد و نقیضی روبرو شد. رخشان بنی اعتماد نیز در اپیزود سوم از فیلم روایت سه گانه گیلانه را عرضه کرد که بازی متفاوت بهرام رادان و فاطمه معتمدآریا تحسین همگان را برانگیخت. اما اصغر فرهادی با دومین فیلمش- شهر زیبا به سبک و سیاق مجموعة داستان یک شهر روی موضوعی حساس و ملتهب در قالب داستانی عاشقانه تمرکز می کند و در سیزده رشته کاندیدای سیمرغ بلورین می شود که البته در کمال تعجب سهم فیلم از این همه سیمرغ تنها در یک رشته (صدابرداری) است! اما احمدرضا درویش با دوئل توانست فیلمی جنگی در سطح استانداردهای بین المللی بسازد که اگر گوشه چشم بیشتری به فیلمنامة فیلمش نشان می داد، قطعا فیلمی ماندگار برای تاریخ سینمای ایران به یادگار می گذاشت. با این حال فیلم سیمرغ بلورین بهترین فیلم را برای درویش به ارمغان آورد. مرحوم ملاقلی پور نیز در صحنه های جنگی فیلمش- مزرعة پدری- دست کمی از درویش ندارد، اما به دلیل استفاده از روایت غیرمتعارف جریان سیال ذهن برای داستان فیلمش با استقبال کمتری مواجه می شود. اما گل سرسبد این دوره از جشنواره اولین و تنهاترین فیلم (تا به امروز) حمید نعمت الله- بوتیک- بود که به دلیل کارگردانی، فیلمنامه و بازی های درخشان مورد توجه منتقدان و تماشاگران قرار می گیرد. در این بین فرستادن فیلم به بخش مهمان صدای اعتراض بسیار از سینماروها را در آورد. در بخش بین الملل نیز جایزة بهترین فیلم از آن فیلم تکان دهندة بازگشت (آندری ژویاگینتسف) از روسیه بود و فیلم گاوخونی نیز جایزة ویژة هیات داوران را در این بخش به خود اختصاص داد.    

 

** دورة بیست و سوم: رواج معناگرایی

     این دوره از جشنواره با یکه تازی فیلم هایی همراه بود که مطابق سلیقة متولیان سال های اخیر سینما پیش رفته بودند. نوعی عرفان گرایی همراه با پیام های معنوی در قالب ژانر ایرانی معناگرا که یادآور سینمای گلخانه ای سالهای میانی و پایانی دهة شصت بود. از جملة این فیلم ها می توان به یک تکه نان (کمال تبریزی)، خیلی دور خیلی نزدیک (سید رضا میرکریمی) و بید مجنون (مجید مجیدی) اشاره کرد که از میان آنها ساختار حرفه ای خیلی دور خیلی نزدیک فضای فیلم را قابل تحمل کرده بود و همچنین توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم را برای خود به ارمغان بیاورد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی هم به مجید مجیدی رسید و جایزة ویژة هیات داوران به فیلم پرخرج اما آشفتة جایی برای زندگی (محمد بزرگ نیا) رسید. در بخش سینمای بین الملل نیز فیلم آلمانی روز نهم (فولکر اشلوندورف) سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خود کرد. از نکات قابل ملاحظة این دوره پایین بودن سطح کیفی فیلم های ایرانی بود که نگرانی بسیاری از سینمادوستان را برانگیخت.

     

 ** دورة بیست و چهارم: حاکمیت بی نظمی

     این دوره از جشنواره تا روزهای میانی به دلیل آماده نشدن بسیاری از فیلم ها نسبت به دوره های قبل رکورد دار بود! از بیم فیلم های مهم این سال می توان به اثر درخشان اصغر فرهادی- چهارشنبه سوری- اشاره کرد که هم از سوی مردم و هم از سوی منتقدان به عنوان بهترین فیلم جشنواره انتخاب شد. اصغر فرهادی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را گرفت و هدیه تهرانی به خاطر نقش آفرینی متفاوتش در این فیلم به عنوان بهترین بازیگر زن جشنواره انتخاب شد. ابراهیم حاتمی کیا با ساخت به نام پدر نشان داد که فعلا در حال تکرار خود است و نیازی اساسی به یک خانه تکانی ذهنی دارد. هر چند که فیلمش به عنوان بهترین فیلم جشنواره از سوی هیات داوران انتخاب شد. جعفر پناهی هم با فیلم آفساید پس از سالها توانست در جشنواره شرکت کند و فیلمش نیز با استقبال نسبی همراه شد. از دیگر فیلم های مهم جشنواره می توان به کافه ستاره (سامان مقدم) و تقاطع (ابوالحسن داوودی) اشاره کرد که با ساختارشکنی روایی شان باز هم توانستند مخاطبان بسیاری را جذب خود کنند. در بخش بین الملل نیز دو فیلم مطرح سال اروپا، سقوط (الیور هیرشبیگل) با موضوع روزهای پایانی زندگی هیتلر و تریلر برندة نخل طلای کن میشاییل هانکه- پنهان- اعتباری برای جشنواره دست و پا کردند. هر چند که سیمرغ بلورین بهترین فیلم از آن به آهستگی (مازیار میری) شد.

 

** دورة بیست و پنجم : تمایز میان نظرات داوران و تماشاگران و منتقدان

     سال گذشته جشنواره ربع قرن از عمر خود را سپری کرد و این در حالی بود که سیمرغ بلورین بهترین فیلم و کارگردانی به روز سوم (محمد حسین لطیفی) رسید که بسیاری آن را اثری متوسط و معمولی می خواندند و جایزه را شایستة آخرین ساختة داریوش مهرجویی- سنتوری- می دانستند که فیلمی موزیکال در باب ظهور و افول یک نوازنده و خواننده با بازی درخشان بهرام رادان بود. رادان برای این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را گرفت. خون بازی (رخشان بنی اعتماد) نیز از دیگر فیلم های قابل ملاحظة جشنواره بود که با رویکردی مستندگونه به معضل اعتیاد توانست نظر مساعد طیف وسیعی از مخاطبانش را جلب کند. ضمن اینکه باران کوثری در این فیلم در نقش یک دختر معتاد از طبقة مرفه جامعه بسیار خوش درخشید و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را تصاحب کرد. اما بی شک جنجالی ترین فیلم آخرین دورة جشنواره فیلم اخراجی ها (مسعود ده نمکی) بود که با وجود استقبال بسیار تماشاگران نتوانست نظر هیات داوران را به خود جلب کند و به همین دلیل در جلسة مطبوعاتی فیلم و همچنین مراسم اهدای جوایز اختتامیه با برخوردهای تند و شدیدالحن خود توجه رسانه های غیر هنری را هم به خود جلب کرد. در بخش بین الملل عنوان بهترین فیلم به زندگی دیگران (فلوریان هنکل فون دونرسمارک) از آلمان رسید که در محافل هنری دنیا نیز مورد تقدیر قرار گرفته شده بود و جایزة ویژة هیات داوران نیز به فیلم آخرین روزهای سوفی شول، باز هم از سینمای آلمان، اهدا شد. رخشان بنی اعتماد نیز در این بخش جایزة بهترین کارگردانی را به دست آورد.


نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین 1390 ساعت 08:32 ق.ظ توسط فیلم ساز نظرات |



Design By : P I C H A K . N E T